سیدمهدی حسینی

استادیار

تاریخ به‌روزرسانی: 1404/10/29

سیدمهدی حسینی

علوم انسانی و اجتماعی / علوم تربیتی

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. نقش گزینش و انتقال اطلاعات بر نگرش و انگیزش معلمی در روستا: مطالعه موردی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان سنندج
    1404
    زمینه: آموزش روستایی نقش حیاتی در توسعه کلی جوامع ایفا میکند، اما با چالشهای منحصر به فردی مواجه است که میتواند نتایج آموزشی را مختل کند. مدارس روستایی با مسائلی مانند زیرساختهای ناکافی، دسترسی محدود به منابع و دشواری در جذب و حفظ معلمان با کیفیت دست و پنجه نرم میکنند. یکی از عمدهترین مشکلات مدارس روستایی تامین معلمان باکیفیت است که ممکن است به پایینتر بودن سطح علمی دانشآموزان روستایی نسبت به دانشآموزان شهری منجر شود. جذب و آموزش دانشجومعلمان با انگیزه و دارای نگرش مثبت برای تدریس در این مدارس میتواند به افزایش کیفیت آموزش و بهبود عملکرد تحصیلی دانشآموزان کمک کند. هدف پژوهش: هدف این پژوهش ابتدا، شناسایی مشکلات مدارس روستایی از منظر معلمان با سابقه و سپس بررسی اثر انتقال این تجربیات بر شناخت، نگرش و انگیزه دانشجومعلمان برای معلمی در روستا بود. بخشی از این پژوهش به گردآوری اطلاعات مبتنی بر مرور نظاممند پیشینه درباره مسائل مدارس روستایی در سایر کشورها و انجام مصاحبههایی با معلمان با سابقه برای جمعآوری اطلاعات دقیقتر بود. در بخش کمی، هدف ارزیابی تاثیر اشاعه گزینشی اطلاعات بر شناخت، نگرش و انگیزش دانشجومعلمان بود، بهطوریکه بررسی شد آیا اشاعه اطلاعات مرتبط با معلمی در روستا به درک دانشجو معلمان از مسائل مدارس روستایی کمک خواهد کرد و چه تغییراتی در نگرش و انگیزه آنان برای انتخاب مدارس روستایی در آینده ایجاد کرده است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد آمیخته متوالی از نوع اکتشافی است و به شیوه کیفی-کمی انجام شد. بخش کیفی با رویکرد تحلیل محتوای منابع و مقایسه با دادههای مصاحبه انجام شد که شامل سه مرحله اصلی است: مرور نظاممند پیشینه مرتبط، اجرای مصاحبههای نیمهساختاریافته و مقایسه کدهای استخراج شده از دو مرحله قبل. مقالات مرتبط با مشکلات مدارس روستایی در کشورهای دیگر بررسی و دستهبندی گردید. سپس اطلاعات جمعآوریشده برای تدوین سوالات مصاحبه با چهارده معلم از مدارس روستایی استفاده شد. ملاک انتخاب مشارکتکنندهها برای مصاحبه، تجربه معلمی در روستا بود و مصاحبهها تا اطمینان از اشباع نظری ادامه یافت. پس از تحلیل و مقایسه مصاحبهها، در بخش کمی پژوهش، پیشآزمونی بهمنظور سنجش شناخت، نگرش و انگیزه دانشجو معلمان اجرا گردید. سپس، گروهی از دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان سنندج (81 دانشجوی پسر و 37 دانشجوی دختر) با رویکرد اشاعه گزینشی اطلاعات، بهصورت الکترونیکی در معرض محتوای تهیهشده قرار گرفتند. در مرحله آخر با اجرای پسآزمون، تاثیر اشاعه گزینشی اطلاعات بر شناخت، نگرش و انگیزش آنها اندازهگیری شد. یافتهها: نتایج بخش کیفی نشانمیدهد که مدارس روستایی با چالشهای قابل توجهی مواجه هستند که از جمله میتوان به کمبود منابع و زیرساختهای ناکافی، اشاره کرد. با این حال، نتایج به برخی مزایای موجود، از جمله تعداد کم دانشآموزان و روابط قویتر بین معلمان و دانشآموزان روستایی، اشاره دارد. در حالی که تحقیقات جهانی بر ضرورت مداخلات جامع و نظاممند برای رفع این چالشها تاکید میکند، استراتژیهای محلی و قابلاجرا نیز میتوانند نتایج مثبتی در بهبود آموزش در مناطق روستایی ایران به ارمغان آورند. نتایج بخش کمی نشانمیدهد که دادههای گردآوری شده در مرحله پیشآزمون شناخت دانشجو معلمان درباره ابعاد مختلف معلمی در روستا (شامل: سواد والدین، وضعیت اقتصادی، فرهنگ روستا، مشارکت والدین، تشدید کار، کمبود امکانات، کمبود بودجه، کلاسهای چندپایه و موثر بودن تحصیل در دانشگاه) کمتر از حد متوسط بود. همچنین میانگینهای مولفههای نگرش (شامل بعد عاطفی تدریس در روستا 96/2 و زندگی در روستا 23/3 و بعد رفتاری تدریس در روستا 74/2 و زندگی در روستا 47/2 ) و میانگینهای مولفههای انگیزه (شامل محیط روستا 83/2، خدمت در مناطق روستایی 81/2، دانشآموزان روستا 11/3، جو سازمانی 91/2) بهدست آمد. این میانگینها در مرحله پس آزمون برای مولفههای نگرش (شامل بعد عاطفی تدریس در روستا 21/3 و زندگی در روستا 42/3 و بعد رفتاری تدریس در روستا 95/2 و زندگی در روستا 87/2 ) و برای مولفههای انگیزه (شامل محیط روستا 25/3، خدمت در مناطق روستایی 06/3، دانشآموزان روستا 25/3، جو سازمانی 19/3) بهدست آمد. آزمون آماری، معنیداری تغییرات میانگینها را تایید نمود. همچنین آزمون آماری نشان داد که جنسیت بر نگرش و انگیزه دانشجو معلمان تاثیر دارد. نتایج: توجه به شرایط محلی مدارس روستایی و ادغام بینشهای جهانی میتواند به احیای مدارس روستایی بهویژه در زمینه آمادهسازی معلمان برای آموزش با کیفیت منجر شود. اشاعه اطلاعات گزینشی در افزایش شناخت، نگرش و ایجاد انگیزه مثبت در دانشجومعلمان برای معلمی در روستا موثر بود. معنی ضمنی این یافته این است که با تهیه منابع آموزشی مرتبط با روستا، از جمله اطلاعات مناسب در زمینه تجارب معلمی در روستا میتوان شناخت، نگرش و انگیزه دانشجومعلمان را نسبت به معلمی در روستا تقویت نمود.
  2. طراحی الگوی نظارت آموزشی ترکیبی در مقطع ابتدایی
    1403
    با اجباری شدن آموزش مجازی در دوران همه‌گیری کرونا، روش‌های نظارت آموزشی نیز ناگزیر به سمت فضای مجازی سوق یافتند. در این دوره، ناظران آموزشی تجربه‌ای نوین از فرآیند نظارت را کسب نمودند. با بازگشایی مدارس، ضرورت بهره‌گیری از این تجارب و تلفیق موثر آن با نظارت چهره‌به‌چهره بیش از پیش احساس شد. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف طراحی یک الگوی ترکیبی برای نظارت آموزشی که تلفیقی از نظارت حضوری و مجازی است، انجام شده است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از نظریه داده‌بنیاد (رویکرد سیستماتیک اشتراوس و کوربین) اجرا گردیده است. میدان پژوهش شامل ناظران آموزشی استان کردستان، ازجمله سرگروه‌های آموزشی، راهبران، معاونان آموزشی، مدیران مدارس و نیروهای اداری گروه‌های آموزشی بود که در فاصله سال‌های 1398 تا 1402 به‌صورت حضوری و مجازی، تجربه نظارتی داشته‌اند. داده‌ها از طریق مشاهدات میدانی، یادداشت‌نگاری‌های پژوهشگر و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری شده است. انتخاب اطلاع‌رسان‌ها برای مصاحبه به روش هدفمند از نوع نظری و با حداکثر تنوع انجام شده است. در مجموع، 23 نفر از ناظران آموزشی در این پژوهش مشارکت داشتند. فرآیند تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد که در نهایت، مدل نظارت ترکیبی پیرامون پدیده مرکزی "توسعه مبتنی بر مدرن‌سازی نظارت آموزشی" استخراج گردید. بر اساس چارچوب پارادایمیک پژوهش، شرایط علی شامل مقاومت معلمان و غیرحرفه‌ای‌گرایی آموزشی، شرایط زمینه‌ای شامل انعطاف‌پذیری شیوه‌های آموزشی و تغییرات شتابان در قلمرو نظارت، و شرایط مداخله‌گر شامل آموزش معلمان، توسعه زیرساخت‌ها و عدم اولویت‌دهی به مقوله نظارت شناسایی شدند. استراتژی‌های پیشنهادی شامل ترکیب هوشمندانه روش‌های نظارت، بهینه‌سازی فرآیندهای نظارتی، بازطراحی ساختار نظارتی و تجدیدنظر در شایستگی‌های ناظران است. در نهایت، پیامدهای حاصل از این مدل نظارتی شامل ایجاد اکوسیستم بالندگی و تکامل نظارت آموزشی تبیین گردید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در نظارت ترکیبی، علاوه بر توانمندسازی ناظران و معلمان، به انعطاف‌پذیری بیشتر فرآیندهای نظارتی، افزایش شناخت ناظران از فرآیندهای کلاسی و تعمیق ارتباط میان معلمان و ناظران منجر می‌شود. همچنین، ترکیب روش‌های حضوری و مجازی، از تصنع‌گرایی در حین نظارت کاسته و موجب درک عمیق‌تر ناظران از واقعیت‌های کلاس درس می‌شود. این رویکرد، بستر مناسبی را برای برنامه‌ریزی موثرتر در راستای توسعه حرفه‌ای معلمان فراهم می‌سازد.
  3. بررسی میزان رضایت مدیران مدارس ابتدایی سنندج از سامانه‌های الکترونیکی آموزش و پرورش
    1403
    این پژوهش با هدف بررسی میزان رضایت مدیران مدارس ابتدایی شهر سنندج از سیستم‌های اطلاعاتی آموزش و پرورش انجام شده ‌است. این تحقیق از نوع کاربردی با رویکرد کمی و توصیفی-تحلیلی است که به‌ ارزیابی جنبه‌های مختلف سیستم‌های اطلاعاتی از جمله ‌سادگیِ استفاده، انعطاف‌پذیری، اطلاعات موثر و صحیح، پشتیبانی و امنیت می‌پردازد. داده‌های مورد نیاز از طریق پیمایش و با استفاده‌ از پرسشنامه‌ای متشکل از70 سوال، که‌ در سال 1402 طراحی شده، جمع‌آوری شده‌ است. جامعه‌‌ ‌آماری شامل 187 نفر از مدیران مدارس ابتدایی ناحیه ‌یک سنندج بوده‌ و حجم نمونه ‌بر اساس فرمول کوکران 118 نفر تعیین شده ‌است. تحلیل داده‌ها با استفاده‌از نرم‌افزار SPSS نسخه‌24 انجام شده ‌است. یافته‌های این پژوهش نشان داده که در دو بعد رضایت کاربران پایین تر از متوسط و در بقیه موارد رضایت بالاتر از متوسط است. سیستم‌های اطلاعاتی مورد استفاده مدیران مدارس ابتدایی از نظر سهولت استفاده، پشتیبانی، ارائه اطلاعات درست و امنیت، از دیدگاه مدیران رضایت بخش بوده و الزامات آن‌ها را برآورده می‌کند. یافته های این پژوهش می تواند به طراحان و مدیران سامانه‌های آموزش و پرورش اطلاعات مفیدی برای بازبینی قابلیتهای اینگونه نرم افزارها ارائه دهد و مبنایی برای بهبود بیشتر سیستم‌های اطلاعاتی آموزشی باشد.
  4. بررسی میزان رضایت مدیران مدارس ابتدایی سنندج از سامانه‌های الکترونیکی آموزش و پرورش
    1403
    این پژوهش با هدف بررسی میزان رضایت مدیران مدارس ابتدایی شهر سنندج از سیستم‌های اطلاعاتی آموزش و پرورش انجام شده ‌است. این تحقیق از نوع کاربردی با رویکرد کمی و توصیفی-تحلیلی است که به‌ ارزیابی جنبه‌های مختلف سیستم‌های اطلاعاتی از جمله ‌سادگیِ استفاده، انعطاف‌پذیری، اطلاعات موثر و صحیح، پشتیبانی و امنیت می‌پردازد. داده‌های مورد نیاز از طریق پیمایش و با استفاده‌ از پرسشنامه‌ای متشکل از70 سوال، که‌ در سال 1402 طراحی شده، جمع‌آوری شده‌ است. جامعه‌‌ ‌آماری شامل 187 نفر از مدیران مدارس ابتدایی ناحیه ‌یک سنندج بوده‌ و حجم نمونه ‌بر اساس فرمول کوکران 118 نفر تعیین شده ‌است. تحلیل داده‌ها با استفاده‌از نرم‌افزار SPSS نسخه‌24 انجام شده ‌است. یافته‌های این پژوهش نشان داده که در دو بعد رضایت کاربران پایین تر از متوسط و در بقیه موارد رضایت بالاتر از متوسط است. سیستم‌های اطلاعاتی مورد استفاده مدیران مدارس ابتدایی از نظر سهولت استفاده، پشتیبانی، ارائه اطلاعات درست و امنیت، از دیدگاه مدیران رضایت بخش بوده و الزامات آن‌ها را برآورده می‌کند. یافته های این پژوهش می تواند به طراحان و مدیران سامانه‌های آموزش و پرورش اطلاعات مفیدی برای بازبینی قابلیتهای اینگونه نرم افزارها ارائه دهد و مبنایی برای بهبود بیشتر سیستم‌های اطلاعاتی آموزشی باشد.
  5. بررسی چالش‌های منابع انسانی در بخش صنعت اقلیم کردستان عراق
    1403
    کردستان عراق از نظر منابع طبیعی، مواد اولیه، نیروی کار و دسترسی به بازارهای منطقه‌ای و جهانی ظرفیت و فرصت‌های قابل توجهی دارد اما به دلیل نوپا بودن حکمرانی و نبود زیر ساخت‌های لازم مانند صنایع بنیادین، نبود نیروی انسانی آموزش دیده و بسیاری مسائل دیگر مانند بی ثباتی ارز، واردات کشورهای همسایه و ... به حد کافی تولید و خودکفایی رخ نداده است. هر چند سیاست دولت تاکید بر توسعه صنعت است اما شواهد حاکی از آن است که آمارهای دقیق و قابل توجهی در زمینه‌های مختلف صنعت، به ویژه در بخش نیروی انسانی در دسترس نیست و پژوهشی درباره چالش‌های منابع انسانی منتشر نشده است. هدف شناسایی چالش‌های نیروی کار و پیشنهاد راه‌حل‌هایی برای مدیریت آموزش صنعت اقلیم کردستان عراق بود. این پژوهش با رویکرد ترکیبی انجام شد. میدان تحقیق نیروی کار و کارکنان شاغل در ادارات و کارگاه‌های صنعتی و تولیدی اقلیم کردستان عراق بودند. در فاز نخست و با فن دلفی نظرات 13 نفر از کارشناسان وزارت‌خانه و در فاز دوم با استفاده از پیمایش نظرات 82 نفر از نیروی انسانی شاغل در کارگاه‌ها احصا شد. تحلیل یافته‌های پژوهش براساس چارچوب نقاط ضعف، قوت‌ها، تهدیدها و فرصت‌ها صورت گرفت. نتایج درقالب تهدیدات (8 مقوله)، فرصت ها در (7 مقوله) نقاط ضعف در (6 مورد) و نقاط قوت در (4 مورد) گزارش گردید.
  6. بررسی وضعیت شایستگی‌های دیجیتالی معلمان ابتدایی شهرستان کامیاران
    1403
    در عصر دیجیتال کنونی، تسلط بر مهارت‌های دیجیتالی به یک ضرورت برای همه افراد، به‌ویژه معلمان تبدیل شده است. معلمان با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین می‌توانند کیفیت آموزش را ارتقا داده، تعامل دانش‌آموزان را افزایش دهند و آنان را برای زندگی در دنیای دیجیتال آماده سازند. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر با هدف "بررسی وضعیت شایستگی‌های دیجیتالی معلمان ابتدایی شهرستان کامیاران" انجام شده است. این پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی بوده و در قالب یک مطالعه کاربردی طراحی شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان ابتدایی دوره اول و دوم شهرستان کامیاران بوده و با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای نسبی، 212 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده‌اند. ابزار اصلی گردآوری داده‌ها در این پژوهش، پرسشنامه سواد دیجیتالی اتحادیه اروپا بوده است. یافته‌های این پژوهش با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی (شامل فراوانی، درصد فراوانی، فراوانی تجمعی و میانگین) و آزمون تی (T test) برای تجزیه و تحلیل آمار استنباطی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که میانگین تعامل حرف‌های (4.11)، میانگین منابع دیجیتال (3.99)، میانگین آموزش و یادگیری (3.91)، میانگین ارزیابی (3.80)، میانگین توانمندسازی فراگیران (3.80) و میانگین تسهیل صلاحیت دیجیتالی فراگیران (3.73) و همچنین میانگین کلی نمره شایستگی‌های دیجیتال (3.98) در بین معلمان پاسخگو به ثبت رسیده است. تحلیل نتایج آزمون تی (T test) نیز نشان داد که میانگین نمره در تمامی ابعاد، نسبت به وضعیت میانگینی نمرات شایستگی‌های دیجیتال، وضعیت بهتری دارد و در سطح بالاتری از میانگین قرار می‌گیرد.
  7. تجارب معلمان کرمانشاه از مهارت خواندن دانش‌آموزان پایه چهارم در دوران آموزش مجازی و حضوری
    1402
    استفاده از آموزش مجازی به مدت بیش از دو سال دربردارندۀ تجارب ناب و ارزشمندی در زمینه‌های مختلف، از جمله مهارت خواندن دانش‌آموزان برای معلمان است. بررسی، بازنمایی و بحث درباره این تجارب به شیوه علمی ارزشمند است و می‌تواند برخی از زوایای آموزش مجازی را روشن نمایند. هدف پژوهش حاضر بررسی تجارب معلمان کرمانشاه از مهارت خواندن دانش‌آموزان پایه چهارم در دوران آموزش مجازی و حضوری است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی با استفاده از رویکرد کیفی است. جامعه هدف پژوهش معلمان با سابقه کاری بالای 10 سال ناحیه 2 شهر کرمانشاه است که تجربه آموزش در پایه چهارم ابتدایی در دوران کرونا و قبل از آن را داشتند. روش نمونه‌گیری هدفمند و حجم نمونه تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در این پژوهش با انجام مصاحبه میان 10 نفر از جامعه هدف اشباع نظری حاصل شد. روش گردآوری کدهای پژوهش تحلیل محتوای کیفی و ابزار موردنیاز مصاحبه نیمه‌ساختار یافته بود. یافته‌ها حاکی از شناسایی 8 مولفه محوری و 39 کد انتخابی می‌باشد. در بخش یافته‌ها جایگاه خواندن، سطح خواندن، مشکلات و علت مشکلات آموزش مجازی و حضوری، راهبردها و در نهایت بهترین شیوه آموزش معرفی گردید. نتایج نشان داد که هردو شیوه آموزش دارای محاسن و معایبی است که در ادامه به آنها میپردازیم.
  8. بررسی نظرات والدین دانش آموزان دوره اول ابتدایی درباره آموزش مجازی در دوران همه گیری کرونا
    1402
    30 بهمن سال 1398 کرونا ویروس در ایران به صورت رسمی تایید شد و با گذشت زمان اوج گرفت . کرونا زندگی انسان‌ها را تحت تاثیر قرار داد. مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل شد . آموزش در مدارس با تغییر آموزش حضوری به مجازی تحت تاثیر قرار گرفت. دانش‌آموزان به جای مدرسه در خانه آموزش مجازی را تجربه کردند. والدین که قبلا کمتر خود را درگیر آموزش فرزندان می‌کردند، با همه‌گیری کرونا مجبور شدند خود را در آموزش فرزندان درگیر کنند. بنابراین والدین آموزش فرزندانشان را باید نظارت می‌کردند، دانشآموزان دوره اول ابتدایی که سواد خواندن و نوشتن نداشتند بیشتر نیاز به حمایت والدین داشتند. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی نظرات والدین دوره اول ابتدایی در آموزش مجازی فرزندان می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل والدین دانشآموزان دوره اول ابتدایی (پایه‌های اول، دوم و سوم) مدارس قروه است، که آموزش مجازی را در دوران کرونا تجربه کرده بودند. به دلیل این‌که سال تحصیلی 1400-1399 کلا ً به صورت مجازی برگزار گردید ملاک ما این است که دانشآموز در این سال تحصیلی دوره اول باشد. دانش‌آموزان با این مشخصات در سال تحصیلی انجام پژوهش (1402-1401) در پایههای سوم و چهارم و پنجم ابتدایی مشغول تحصیل بودند، به همین دلیل از والدین دانشآموزان این پایهها استفاده شد. پژوهش حاضر از نوع کمی بر اساس مدل پیمایشی طراحی شده است. نمونه‌گیری از نوع تلفیقی بوده است. گردآوری دادهها از طریق پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. برای ساخت پرسش‌نامه از دانش‌نظری موجود و پژوهشهای انجام گرفته در موضوع والدین در آموزش مجازی بهره گرفته شد و در نهایت پرسش‌نامه‌ای هشت بعدی که شامل: پیگیری آموزش مجازی توسط والدین، علاقه کودکان به آموزش مجازی، فرصت‌های آموزش مجازی، چالش‌های آموزش مجازی، ارتباط با کادر آموزشی و معلم، ارتباط والدین با دانش‌آموزان، دسترسی به آموزش آنلاین و نظرات کلی والدین در مورد آموزش آنلاین بود، طراحی گردید. یافته‌های به‌دست‌آمده پژوهش حاضر نظرات والدین را در هشت بعد مورد بررسی قرار دارد. در ابعاد پیگیری آموزش مجازی توسط والدین و فرصت‌های آموزش مجازی والدین میانگین نظرات بالای 4 یعنی نزدیک خیلی موافق داشتند؛ در ابعاد علاقه کودکان به آموزش مجازی، چالش‌های آموزش مجازی، ارتباط با کادر آموزشی و معلم و دسترسی به آموزش آنلاین نظرات میانگین بالاتر از 3 را نشان می‌دهد که نشان از موافق بودن والیدن با گویه‌های این ابعاد دارد و در نهایت اما والدین در دو بُعد ارتباط والدین با دانش‌آموزان و نظرات کلی والدین کمتر از عدد 3 بود که نشان از مثبت نبودن دید کلی والدین درباره آموزش مجازی و ارتباط سخت والدین با دانشآموزان در این دوران بود. سپس همبستگی بین ابعاد مختلف با استفاده از آزمون اسپیرمن مورد بررسی قرار گرفت. پس‌ازآن بررسی تفاوت نظرات والدین برحسب جنسیت با استفاده از آزمون یو من ویتنی مورد بررسی قرار گرفت که نشان از تفاوت نظر مادران با پدران در آموزش مجازی بود. در مرحله‌ی بعدی تفاوت نظر بر حسب درآمد با استفاده از آزمون ویلکاکسون مورد بررسی قرار گرفت که فقط در بُعد پیگیری آموزش مجازی تفاوتی بین نظرات والدین با درآمد مختلف وجود داشت و در هفت بعد دیگر تفاوتی مشاهده نشد. همچنین تفاوت نظرات بر حسب مدرک تحصیلی نشان داد که مدرارک تحصیلی مختلف، تفاوتی معنی‌دار در تظرات والدین ایجاد نکرده بود. با بررسی نظرات والدین، نتیجه پژوهش این بود: 1- والدین در ابعاد هشتگانه که نظرات پژوهش های صورت گرفته بود درگیر بودند. 2- بین ابعاد هشتگانه همبستگی وجود داشت. 3- نظرات والدین بر حسب جنسیت( به جز پیگیری آموزش مجاری و فرصت‌های آموزش مجازی )، بر حسب درآمد خانوار ( به جز پیگیری آموزش مجازی) و برحسب تحصیلات تفاوت معنی داری نداشتند و سطح معنی داری بالای پنج درصد بود.
  9. بررسی نظرات والدین دانش آموزان دوره اول ابتدایی درباره آموزش مجازی در دوران همه گیری کرونا
    1402
    30 بهمن سال 1398 کرونا ویروس در ایران به صورت رسمی تایید شد و با گذشت زمان اوج گرفت . کرونا زندگی انسان‌ها را تحت تاثیر قرار داد. مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل شد . آموزش در مدارس با تغییر آموزش حضوری به مجازی تحت تاثیر قرار گرفت. دانش‌آموزان به جای مدرسه در خانه آموزش مجازی را تجربه کردند. والدین که قبلا کمتر خود را درگیر آموزش فرزندان می‌کردند، با همه‌گیری کرونا مجبور شدند خود را در آموزش فرزندان درگیر کنند. بنابراین والدین آموزش فرزندانشان را باید نظارت می‌کردند، دانشآموزان دوره اول ابتدایی که سواد خواندن و نوشتن نداشتند بیشتر نیاز به حمایت والدین داشتند. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی نظرات والدین دوره اول ابتدایی در آموزش مجازی فرزندان می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل والدین دانشآموزان دوره اول ابتدایی (پایه‌های اول، دوم و سوم) مدارس قروه است، که آموزش مجازی را در دوران کرونا تجربه کرده بودند. به دلیل این‌که سال تحصیلی 1400-1399 کلا ً به صورت مجازی برگزار گردید ملاک ما این است که دانشآموز در این سال تحصیلی دوره اول باشد. دانش‌آموزان با این مشخصات در سال تحصیلی انجام پژوهش (1402-1401) در پایههای سوم و چهارم و پنجم ابتدایی مشغول تحصیل بودند، به همین دلیل از والدین دانشآموزان این پایهها استفاده شد. پژوهش حاضر از نوع کمی بر اساس مدل پیمایشی طراحی شده است. نمونه‌گیری از نوع تلفیقی بوده است. گردآوری دادهها از طریق پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. برای ساخت پرسش‌نامه از دانش‌نظری موجود و پژوهشهای انجام گرفته در موضوع والدین در آموزش مجازی بهره گرفته شد و در نهایت پرسش‌نامه‌ای هشت بعدی که شامل: پیگیری آموزش مجازی توسط والدین، علاقه کودکان به آموزش مجازی، فرصت‌های آموزش مجازی، چالش‌های آموزش مجازی، ارتباط با کادر آموزشی و معلم، ارتباط والدین با دانش‌آموزان، دسترسی به آموزش آنلاین و نظرات کلی والدین در مورد آموزش آنلاین بود، طراحی گردید. یافته‌های به‌دست‌آمده پژوهش حاضر نظرات والدین را در هشت بعد مورد بررسی قرار دارد. در ابعاد پیگیری آموزش مجازی توسط والدین و فرصت‌های آموزش مجازی والدین میانگین نظرات بالای 4 یعنی نزدیک خیلی موافق داشتند؛ در ابعاد علاقه کودکان به آموزش مجازی، چالش‌های آموزش مجازی، ارتباط با کادر آموزشی و معلم و دسترسی به آموزش آنلاین نظرات میانگین بالاتر از 3 را نشان می‌دهد که نشان از موافق بودن والیدن با گویه‌های این ابعاد دارد و در نهایت اما والدین در دو بُعد ارتباط والدین با دانش‌آموزان و نظرات کلی والدین کمتر از عدد 3 بود که نشان از مثبت نبودن دید کلی والدین درباره آموزش مجازی و ارتباط سخت والدین با دانشآموزان در این دوران بود. سپس همبستگی بین ابعاد مختلف با استفاده از آزمون اسپیرمن مورد بررسی قرار گرفت. پس‌ازآن بررسی تفاوت نظرات والدین برحسب جنسیت با استفاده از آزمون یو من ویتنی مورد بررسی قرار گرفت که نشان از تفاوت نظر مادران با پدران در آموزش مجازی بود. در مرحله‌ی بعدی تفاوت نظر بر حسب درآمد با استفاده از آزمون ویلکاکسون مورد بررسی قرار گرفت که فقط در بُعد پیگیری آموزش مجازی تفاوتی بین نظرات والدین با درآمد مختلف وجود داشت و در هفت بعد دیگر تفاوتی مشاهده نشد. همچنین تفاوت نظرات بر حسب مدرک تحصیلی نشان داد که مدرارک تحصیلی مختلف، تفاوتی معنی‌دار در تظرات والدین ایجاد نکرده بود. با بررسی نظرات والدین، نتیجه پژوهش این بود: 1- والدین در ابعاد هشتگانه که نظرات پژوهش های صورت گرفته بود درگیر بودند. 2- بین ابعاد هشتگانه همبستگی وجود داشت. 3- نظرات والدین بر حسب جنسیت( به جز پیگیری آموزش مجاری و فرصت‌های آموزش مجازی )، بر حسب درآمد خانوار ( به جز پیگیری آموزش مجازی) و برحسب تحصیلات تفاوت معنی داری نداشتند و سطح معنی داری بالای پنج درصد بود.
  10. بازنمایی هویت کاربرد فاوا در نظام آموزشی ایران: مروری نظام مند بر مقالات چاپ شده.
    1401
    اگرچه مدت طولانی است که فناوری اطلاعات و ارتباطات در ابعاد مختلف آموزش مطرح شده است و مقالات و کتابهای متعددی توسط پژوهشگران ایران به زبان فارسی و انگلیسی منتشر شده است، اما مطالعه‌ای که نشان دهد وضعیت آثار منتشر شده چگونه است، انجام نشده و اگر بخواهیم پیکره دانش تولید شده در این حوزه را به نمایش بگذاریم، منبع قابل اتکایی وجود ندارد. به همین دلیل بحث تعیین هویت از طریق بازنمایی و تحلیل آثار منتشر شده ضرورت دارد. هدف از پژوهش حاضر بازنمایی هویت فناوری اطلاعات و ارتباطات در نظام آموزشی ایران بر اساس مرور نظام‌مند مقالات منتشر شده در این حوزه است. دستیابی به هویت یا بنیان دانش این رشته با یک رویکرد تفسیری به منظور شناخت هرچه بیشتر وضعیت کاربرد فناوری در نظام آموزشی ایران صورت می‌گیرد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مقالات منتشر شده در مجلات رشته مدیریت آموزشی و فناوری اطلاعات و ارتباطات است. پس از انجام جستجوی اولیه و اعمال معیارهای ورود، 112 مقاله وارد مطالعه شدند. در نهایت با استفاده از تحلیل محتوای کیفی، بررسی دقیق و عمیق مقالات منتخب انجام شد. یافته‌های به دست آمده حاکی از آن است که مفهوم فاوا در حوزه آموزش در سه بعد «نیروی انسانی»، «ابزاری» و «آموزشی» توسط پژوهشگران تعریف شده است. بر اساس نتایج تحلیل و کدگذاری داده‌ها، چهار بعد «مدیریت»، «رشد حرفه‌ای»، «ارزشیابی» و «یاددهی-یادگیری» از فناوری اطلاعات و ارتباطات در نظام آموزشی استخراج شدند.
  11. مطالعه ی کیفی تجربه استفاده از تلگرام در تدریس پایه اول ابتدایی
    1399
    این پژوهش باهدف مطالعه تجربه استفاده از تلگرام در تدریس پایه اول ابتدایی انجام شد. پژوهش حاضر دارای جهتگیری معرفت شناسی تفسیری و راهبرد پدیدارشناسی است. جامعه آماری شامل، معلمان، والدین و دانش آموزان پایه اول ابتدایی، که از پیام رسان تلگرام استفاده نموده اند، است. برای گردآوری داده ها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد و در کل 11 معلم، 8 نفر از والدین و 9 دانش آموزان در مصاحبه نیمه ساختارمند شرکت کردند. تحلیل داده ها نشان داد که در پاسخ های پرسش اول معلمان به سه مضمون کلی دلایل اولیه در استفاده از تلگرام در تدریس، فواید استفاده از تلگرام در تدریس، نحوه اطلاع رسانی مطالب آموزشی با استفاده از تلگرام؛ والدین با 7 مضمون کلی شامل زمینه های استفاده والدین از اینترنت و فضای مجازی، زمینه های ارتباط والدین با مدرسه، نحوه عضویت در کانال تلگرامی، انواع مطالب دریافتی از کانال تلگرامی، نحوه ارتباط با معلم برای مباحث غیردرسی، تمایل مداوم والدین به پیگیری مطالب کلاس، جذابیت دانش آموزان به مطالب کانال؛ و دانش آموزان به 5 مضمون کلی شامل فایل چندرسانه ای درج شده در کانال، مطالب ارسالی معلم، وضعیت درسی، نمایش مطالب در کانال کلاسی، فواید کانال تلگرامی دسته بندی شد. در پاسخ به سوال دوم، معلمان به 6 مضمون کلی نحوه زمان بندی استفاده از تلگرام، انواع فعالیت های به کارگرفته شده در تلگرام برای تدریس، انواع محتوا های ارسال شده در تلگرام، چگونگی تهیه محتوا های آموزشی، نحوه اطلاع از منابع آموزشی سایر کانال ها، انواع مختلف تولید محتوا؛ والدین به 4 مضمون کلی مدت زمان استفاده از فضای مجازی توسط والدین، زمان مشخص برای استفاده از تلگرام، نحوه همراهی فرزندان توسط والدین در استفاده از تلگرام، زمان استفاده از تلگرام توسط والدین؛ و دانش آموزان به 5 مضمون کلی بررسی کانال تلگرامی، درج فعالیت ها در کانال، زمان استفاده از کانال تلگرام، زمان ارسال فعالیت ها، استفاده از مطالب کانال اشاره نمودند. در پاسخ به سوال سوم، معلمان به 2 مضمون کلی مشکلات و چالش های استفاده از تلگرام، تجربه ی استفاده از تلگرام در تدریس در مقایسه با گذشته؛ والدین به 1 مضمون کلی مشکلات استفاده از تلگرام توسط والدین؛ و دانش آموزان به 1 مضمون کلی مشکلات کانال تلگرامی اشاره نمودند. در پاسخ به سوال چهارم، معلمان به 7 مضمون کلی نقش تلگرام در ارتباط معلم با دانش آموزان، نقش تلگرام در ارتباط معلم با والدین، نظرات مخالف و موافق همکاران در استفاده از تلگرام، استفاده از تلگرام در آینده، توصیه برای استفاده معلمان از تلگرام در تدریس، پیشنهادهای معلمان در استفاده از فضای مجازی در آموزش و تدریس، آموزش عمومی برای استفاده از تلگرام؛ والدین به 5 مضمون کلی تاثیرات اطلاعات و محتوا های تلگرامی روی دانش آموزان، تاثیرات کانال تلگرامی بر فعالیت های جانبی دانش آموزان، میزان یادگیری والدین از کانال تلگرامی معلم، نحوه برقراری ارتباط والدین در زمینه مباحث کلاسی با معلم، انواع مختلف مطالب اشتراک گذاشته شده برای والدین؛ و دانش آموزان به 4 مضمون کلی مطالب و فعالیت های معلم در کانال، تمایل به فعالیت ها و مطالب کانال، تمایل به فعالیت در کانال یا فعالیت کلاسی، خاطره خوب از کانال تلگرامی اشاره نمودند. یعنی معلمان والدین و دانش آموزان در پاسخ به سوالات پژوهش تجارب متفاوتی را بیان نمودند.
  12. ابعاد مطالعه و طراحی مدل آموزش الکترونیکی در آموزش عالی
    1399
    امروزه به واسطه پیشرفت فاوا، یادگیری الکترونیکی در اکثر سازمانهای آموزشی مورد استفاده قرار گرفته است. با وجود همه گیری بحث یادگیری الکترونیکی و ارائه مدل های مختلف، پژوهشی که ابعاد پژوهشی این حوزه را نشان دهد یا مدل کاملی که ابعاد مختلف را دربر گیرد یافت نشد. هدف از انجام این پژوهش بررسی ابعاد پژوهشی و طراحی مدل یادگیری الکترونیکی در آموزش عالی است. روش تحقیق کیفی و از حیث هدف کاربردی است. جامعه ی آماری ذینفعان سیستم یادگیری الکترونیکی در دانشگاه کردستان است که شامل متخصصان تعلیم و تربیت، متخصصان طراحی سیستم الکترونیکی، مدیران سیستم یادگیری الکترونیکی، مدرسان و یادگیرندگان هستند و در بین این اعضا 5 نفر دانشجوی دکترا، 5 نفر کارشناس دانشکده، 5 نفر از اعضای هیئت علمی رشته های مختلف، 5 نفر از اعضای هیئت علمی رشته کامپیوتر و 5 نفر از اعضای هیئت علمی رشته علوم تربیتی، که جمعا 25 نفر هستند، به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش تحقیق مرتب کردن کارت به صورت باز، یعنی اینکه گروه بندی کارتها بر عهده خود شرکت کنندگان بود و فردی، یعنی اینکه شرکت کننده به تنهایی مراحل را پیش می بردند و حضوری، یعنی اینکه کار در حضور محقق انجام می شد و از روش الکترونیکی استفاده نشده است. مفاهیم مربوط به یادگیری الکترونیکی بر روی کارت ها درج شده و در اختیار شرکت کنندگان جهت مرتب کردن بر اساس ذهنیت خود قرار گرفته است. از نظرات شرکت کنندگان یادداشت برداری شده و همچنین مشخصات شرکت کننده (رشته ی تحصیلی، درجه ی تحصیلی و سابقه ی خدمت) ذکر شده است. یافته ها برای 4 سوال پژوهش نشان داد که مفاهیم متعددی در رابطه با یادگیری الکترونیکی در متون پیشین قابل شناسایی هستند، همچنین ابعاد مختلفی هست که محققان و صاحب نظران در حوزه یادگیری الکترونیکی در طراحی مدل های خود به کار بردند، و در نهایت شرکت کنندگان مفاهیم را بر اساس موضوعیت، درجه ی اهمیت و کاربرد، دسته بندی کرده اند. حاصل این مطالعه ترسیم یک مدل از ابعاد و مولفه های یادگیری الکترونیکی است.
  13. بررسی مسائل و مشکلات شورای آموزش و پرورش؛ مطالعه موردی استان بوشهر
    1399
    قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش در استان ها، شهرستان ها و مناطق با هدف تفویض اختیار، تمرکززدایی، جلب و جذب مشارکت مردم، نظارت و بهره گیری از منابع و امکانات همه دستگاه ها، سازمان ها و نهادها در تسهیل فعالیت های اجرایی آموزش و پرورش تشکیل شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی مسائل و مشکلات شوراهای آموزش و پرورش در استان بوشهر به عنوان یک مطالعه موردی به روش پژوهش ترکیبی حاصل از مشاهدات میدانی و اجرای پرسشنامه انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اعضای شورای آموزش و پرورش که از طرف اداره کل آموزش و پرورش استان معرفی شدند، به تعداد 80 نفر می باشد، که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 66 نفر به عنوان حجم نمونه پژوهش تعیین گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss گرفت. نتایج و یافته های پژوهش نشان داد که فعایت های شوراهای استان بوشهر عمدتاً حول محور توسعه و تجهیز فضای آموزشی بوده است، همچنین ابعاد مسئولیت پذیری، اهمیت شورا دارای بیش ترین اهمیت و ابعاد توسعه نیروی انسانی، شناخت قانون و تامین منابع مالی حائز پایین ترین نمرات نزد اعضا شدند که می بایست در جهت بهبود وضعیت و تغییر شرایط گام برداشت.
  14. بررسی وضعیت مدیریت فرهنگ خواندن در مدارس ابتدایی شهر سنندج
    1396
    زمینه: مهارت خواندن در مقطع ابتدایی به عنوان مهارتی بنیادی که امکان ارتباط دانش آموزان با دنیای دانش را فراهم می کند مطرح است. این مهارت برای درک و حل مسائل در دروس مختلف مورد تایید است. فراهم کردن محیط و فرهنگی که به دانش آموزان القا نماید خواندن ضرورت و اهمیت بالایی دارد مستلزم توجه به ابعاد مختلف فرهنگ مدرسه است. اما تاکنون در ایران در زمینه مدیریت فرهنگ خواندن مدرسه پژوهشی صورت نگرفته است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی وضعیت فرهنگ خواندن مدارس ابتدایی شهر سنندج اجرا شد. روش: راهبرد پژوهش آمیخته و طرح آن ترکیبی همزمان است. ده مدرسه ابتدایی از مناطق مختلف انجام شد و برای گردآوری داده ها از ابزارهایی مانند چک لیست، پرسشنامه نظرسنجی، پرسشنامه بیان تجارب، و سناریو استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که در لایه باور معلمان و مدیران به اهمیت خواندن از میانگین بالایی برخوردار هستند اما در لایه نمادهای قابل مشاهده مانند رفتار مدیر و معلم و نیز نمادهای محیطی از وضعیت مطلوب برخوردار نیستند. نتایج: وضعیت مدارس ما در زمینه فراهم کردن فرهنگ خواندن مدرسه به شیوه سنتی است و تفاوت چندانی با جامعه عامی و عادی ندارد. کاربردهای احتمالی: این پژوهش از نظر روش، ابزارهای استفاده و یافته ها ممکن است مورد استفاده سایر پژوهشگران قرار گیرد که عمیق تر و در سطح وسیع تری فرهنگ خواندن مدارس را مورد توجه قرار دهند. اصالت/ارزش: در ایران برای اولین بار است که مدیریت فرهنگ خواندن مدارس مورد توجه قرار می گیرد. این پژوهش می تواند به عنوان آغاز یک حوزه پژوهشی در زمینه خواندن مورد توجه سایر پژوهشگران قرار گیرد.
  15. ارزیابی خلاقیت مدیریتی مدیران دبیرستان های سنندج از دیدگاه دبیران و مقایسه آن با خود-ارزیابی خلاقیتی مدیران
    1392
    هدف اصلی پژوهش حاضر، ارزیابی خلاقیت مدیریتی مدیران دبیرستان های سنندج از دیدگاه دبیران و مقایسه آن با خود-ارزیابی خلاقیتی مدیران بود. روش انتخاب شده برای انجام این پژوهش روش کمی می-باشد. کلیه جامعه آماری تحقیق شامل 1256نفر معلم و 52نفر مدیر بود که با استفاده از جدول مورگان تعداد296نفر معلم به صورت تصادفی و 52 مدیر(کل جامعه)به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه ارزیابی خلاقیت مدیریتی مدیران و خودارزیابی مدیران استفاده شد.روایی پرسشنامه ها با استفاده از تحلیل عاملی و پایایی آن را با آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. یافته ها نشان داد که از دیدگاه معلمان میزان خلاقیت مدیریتی مدیران دبیرستان در حد نسبتاً زیاد و براساس خودارزیابی مدیران خلاقیتشان زیاد است.براساس متغیرهای جمعیت شناسی مدیران و معلمان، این متغیرها چندان تاثیر معنی داری در میزان خلاقیت مدیریتی مدیران ندارند. همچنین سطح خلاقیت مدیریتی مدیران بالاتر از میانگین جامعه فرضی است.پس فرضیه تحقیق مبنی بر برابر بودن سطح خلاقیت و میانگین جامعه فرضی رد شد. خلاقیت مدیریتی مدیران از دیدگاه خودشان بیشتر از خلاقیت مدیریتی مدیران از دیدگاه معلمان است.