استادیار
تاریخ بهروزرسانی: 1405/02/17
لقمان امامقلی
علوم انسانی و اجتماعی / جامعه شناسی
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
بررسی تاثیر مشارکت و مسئولیت پذیری شهروندان بر رفتارهای حفاظت از محیط زیست ( مطالعه موردی شهر سنندج و کرکوک )
1404محیطزیست بهعنوان بستر حیات بشری در عصر حاضر با مجموعهای گسترده از چالشها و بحرانهای پیچیده و فرامرزی مواجه است که مرزهای جغرافیایی و سیاسی را نادیده گرفته و بنیانهای حیات کره زمین را با تهدیدات جدی روبهرو کردهاند؛ پیامدها و هزینههای ناشی از این بحرانها برای نسلهای آینده سنگین و بازگشتناپذیر خواهد بود. کاهش آسیبها و بحرانهای محیطزیستی معاصر صرفاً از طریق اقدامات فناورانه یا برنامهریزیهای بالا به پایین ممکن نیست و مستلزم بازاندیشی ریشهای در رفتارهای فردی و اجتماعی، بهویژه در زمینه کنشهای جمعی مانند مشارکت و مسئولیت پذیری شهروندان نسبت به محیطزیست است. ادامه روند ناپایداری محیطزیستی نهتنها حیات اکولوژیکی، بلکه بنیانهای سیاستگذاری اجتماعی، عدالت اجتماعی، عملکرد دولت رفاه و انسجام ساختاری جوامع را نیز بهطور جدی متزلزل خواهد کرد. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که «تا چه اندازه مشارکت و مسئولیتپذیری شهروندان در شهرهای سنندج و کرکوک میتواند رفتارهای حفاظتی از محیطزیست را تبیین و تقویت کند؟» چارچوب نظری پژوهش بر چهار نظریه اصلی مبتنی است: نظریه رفتار برنامهریزیشده آیزن بهعنوان ستون فقرات مدل، مدل رفتار مسئولانه محیطزیست هاینس و همکاران، نظریه فعالسازی هنجارهای شخصی شوارتز و نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو که هر یک از منظر خاص خود به عوامل موثر بر رفتارهای محیطزیست میپردازند. دادههای پژوهش با روش کمی و ابزار پرسشنامه گردآوری شد و نمونه آماری به روش تصادفی سیستماتیک و خوشهای چندمرحلهای انتخاب گردید. یافتهها نشان دادند که از 13 فرضیه پژوهش، 6 فرضیه مستقیم تایید شدند، 5 فرضیه رد شدند و فرضیههای تعدیلگر تایید شدند؛ فرضیههای میانجیگر تایید نشدند. همچنین مشارکت اجتماعی و مسئولیتپذیری فردی شهروندان در سنندج و کرکوک دو عامل کلیدی در تبیین رفتارهای حفاظتی محیطزیست هستند و تفاوتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی همراه با تفاوت در سیاستگذاریهای محیطزیست موجب عملکرد متفاوت شهروندان شده است. این یافتهها نقش زمینههای اجتماعی-فرهنگی و ساختاری در شکلدهی رفتارهای محیطزیست را نشان میدهند و بیانگر آناند که ترکیب متغیرهای فردی و نهادی میتواند الگوهای متنوعی از کنشهای محیطزیست ایجاد کند. بهطور کلی، سنندج در شاخصهایی مانند آگاهی، نگرش، مسئولیتپذیری، مشارکت و رفتارهای محیطزیست عملکرد بهتری از خود نشان داد، در حالیکه کرکوک در مصرف فرهنگی و شرایط تسهیلکننده وضعیت مطلوبتری داشت. نتایج پژوهش تاکید میکند که دستیابی به پایداری محیطزیست تنها زمانی امکانپذیر است که سطح آگاهی عمومی ارتقا یابد، حس مسئولیت فردی تقویت شود و نهادهای اجتماعی و دولتی نقش تسهیلگر و حمایتکننده در تبدیل مشارکت به رفتار واقعی ایفا کنند. مصرف فرهنگی و دسترسی به منابع آموزشی نیز میتواند بهعنوان عامل تکمیلی در افزایش آگاهی و تقویت مشارکت موثر باشد؛ اما این نقش بهطور مستقل عمل نکرده و تحت تاثیر سطح آگاهی، نگرشهای فردی و شرایط نهادی قرار دارد، که نشاندهنده ضرورت تلفیق رویکردهای فردی و نهادی برای حفاظت موثر از محیطزیست است.
-
ارائه الگوی بهبود تحرک اجتماعی با تاکید بر ظرفیتهای ورزش ایران
1404تحقیق حاضر باهدف طراحی و ارائه مدلی برای بهبود تحرک اجتماعی با تاکید بر ظرفیتهای ورزش ایران انجامشده است. این مطالعه از نوع پژوهشهای آمیخته بوده و شامل دو بخش کیفی و کمی میباشد. در بخش کیفی، مشارکت کنندگان پژوهش را خبرگان و صاحبنظران حوزه ورزش و آگاه به موضوع تحقیق، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، تعداد 16 نفر از آنان انتخاب شدند. نمونهگیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و برای اطمینان، پس از رسیدن به مرحله اشباع، دو مصاحبه اضافی نیز انجام شد. در بخش کمی نیز با توجه به نامشخص بودن تعداد دقیق جامعه آماری و با استفاده از فرمول کوکران در شرایط نامعین، تعداد 384 نفر از ورزشکاران تیمهای ملی بهعنوان نمونه در نظر گرفته شدند و نمونهگیری به روش در دسترس انجام گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش شامل مصاحبههای عمیق ,ونیمه ساختاریافته در بخش کیفی و پرسشنامه محقق ساخته در بخش کمی بود. دادههای کیفی با استفاده از روش داده بنیادونظریه اشتراورس وکوربین با (رویکردسیستماتیک) تحلیل شدند و در بخش کمی نیز از روش مدلسازی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای MAXQDA، SPSS و AMOS انجام شد. نتایج پژوهش به شناسایی ابعاد مختلف موثر بر تحرک اجتماعی در ورزش منجر شد. در بخش شرایط عِلی، چهار مقوله شامل توسعه مسیرهای آموزشی در مدیریت ورزشی، دستیابی به برابری اقتصادی و طبقاتی در ورزش، کنترل تغییرات فرهنگی و ادراک عمومی و فقرزدایی از طریق ورزش استخراج شد. این عوامل بهعنوان بسترهای اولیه برای بهبود تحرک اجتماعی از طریق ورزش در نظر گرفته شدند. علاوه بر آن، در بخش عوامل زمینهای، مولفههایی نظیر ایجاد مسیرهای شغلی متنوع در ورزش، تقویت دیپلماسی فرهنگی، نقش ورزش بهعنوان کاتالیزور فرهنگی و اجتماعی، تصمیمسازی، درک عمومی از موفقیت و جهانیشدن ورزش شناسایی شدند که زمینهساز نقشآفرینی ورزش در ارتقاء جایگاه اجتماعی افراد هستند. همچنین، دو مقوله عوامل استثمار اقتصادی و موانع نهادی و ساختاری بهعنوان عوامل مداخلهگر شناخته شدند که میتوانند مانع تحقق کامل نقش ورزش در تحرک اجتماعی شوند. در این مطالعه، مقوله محوری تحرک اجتماعی در چهار بعد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و آموزشی تعریف شد که هر یک از این ابعاد نشاندهنده مسیری مستقل اما درهمتنیده برای ارتقاء وضعیت فردی و اجتماعی از طریق مشارکت ورزشی میباشد. پژوهشگر در نتیجهگیری از تحلیلها و کدهای نهایی، مقوله استراتژی آگاهیبخشی و آموزش را بهعنوان راهبرد کلیدی معرفی کرده است که نقش مهمی در تحقق ابعاد مختلف تحرک اجتماعی دارد. در بخش پایانی مدل، پیامدهای کاربردی ورزش در بهبود تحرک اجتماعی بررسیشده که شامل تاثیرگذاری بر زندگی فردی، ارتقاء سطح آگاهی و مشارکت اجتماعی، کشف و پرورش استعدادها و تقویت نمادهای فرهنگی و اجتماعی در سطح جامعه میشود. نتایج حاصل از بخش کمی نیز نشان داد که تمامی متغیرهای مدل پیشنهادی ازنظر آماری معنادار بوده و مدل نهایی از اعتبار مناسبی برخوردار است. درمجموع، یافتههای این پژوهش بر ضرورت توجه سیاستگذاران، مدیران ورزشی و برنامهریزان اجتماعی به ظرفیتهای ورزش بهعنوان ابزاری اثربخش برای ارتقاء تحرک اجتماعی تاکید دارد و راهکارهایی برای استفاده موثرتر از ورزش در کاهش نابرابریها و بهبود شرایط زیست اجتماعی ارائه میدهد. همچنین نتایج بخش کمی نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسب برخوردار میباشد.
-
بررسی خدمات فرهنگی اکوسیستم در رابطه با پتانسیل سرزمین و استفاده موجود در منطقه حفاظت شده بیجار
1402پتانسیل خدمات اکوسیستمی اغلب با استفاده از دادههای پوشش زمین ارزیابی میشود. استفاده واقعی از خدمات فرهنگی اکوسیستم (CES) توسط اولویتبندی نظرات ذینفعان انجام شده و معمولا، فرض می شود استفاده واقعی با پتانسیل منطقه مطابقت دارد. در این پژوهش, خدمات اکوسیستم فرهنگی مانند؛ تفریح, الهام یا زیبایی منظره در منطقه حفاظت شده کوهستانی بیجار و اطراف آن ارزیابی شد و میزان همسویی و تناسب بین پتانسیل سرزمین و استفاده موجود از CES مطالعه شد. فقدان یا جزئی بودن تسهیلات فرهنگی به دلیل تحت حفاظت بودن منطقه سبب چشم پوشی از این خصیصه شد. پتانسیل CES با استفاده از شش شاخص زیستی و فیزیکی به دست آمده از مشاهدات زمین و دادههای فضایی باز مدلسازی شد. برای استفاده موجود CES, از نقشهبرداری مشارکتی با بازدیدکنندگان منطقه حفاظت شده و کارشناسان محلی استفاده شد. برای این منظور ترجیحات بازدیدکننده دخالت داده شد و استفاده واقعی CES به عنوان تابعی از شاخصهای زیستی و فیزیکی چشمانداز متناسب با وزن هر شاخص مدلسازی گردید. نتایج اطلاعات زیستی، فیزیکی و استفاده از دادههای پوشش زمین تناسب زیادی با میزان 75 درصد بین عرضه بالقوه مدلسازی شده و استفاده واقعی را نشان داد. همچنین قابلیت دسترسی نیز به عنوان فاکتور تاثیرگذار در منطقه حفاظت شده با محاسبه هزینه سفر محاسبه گردید و برای افزایش دقت مطالعه تاثیر داده شد. نتایج این مطالعه میتواند با تهیه نقشه خدمات فرهنگی اکوسیستم و پرداختن به استفاده واقعی CES، مدیریت بازدیدکنندگان را اصلاح کند و در نتیجه اطلاعات پایه را برای مدیریت منظر و برنامهریزی و مدیریت حفاظت برای مدیران، و همچنین ارائه تجربهای ارزشمند از طبیعت برای بازدیدکنندگان ارائه کند. برای توضیح کامل الگوهای مکانی که برای بازدیدکنندگان از مناطق حفاظتشده از CES جذاب بود، ویژگیهای اجتماعی-فرهنگی گستردهتری لازم است، که نیازمند تحقیقات و سرمایهگذاری بیشتر است.
-
شناسایی مناطق دارای پتانسیل طبیعتگردی و تحلیل هنجارهای موثر بر بالفعل کردن آن در جوامع محلی (مطالعه موردی: منطقه حفاظت شده بدر و پریشان)
1401امروزه، گردشگری به سرعت در حال رشد بوده و بهعنوان یک صنعت پردرآمد مطرح شده است. در میان بخشهای مختلف گردشگری، طبیعتگردی نقش مهمی در توسعه پایدار و پایداری جوامع محلی ایفا میکند. براین اساس، به منظور فراهم کردن بستر مناسب برای توسعه طبیعتگردی در مناطق حفاظت شده، اصلیترین گام شناسایی دقیق مناطق مختلف دارای استعداد گردشگری در طبیعت است. هدف از این پژوهش، شناسایی مناطق دارای پتانسیل بالقوه طبیعتگردی و تحلیل هنجارهای موثر بر بالفعل کردن آن در جوامع محلی در منطقه حفاظتشده بدر و پریشان در استان کردستان، شهرستان قروه است. پتانسیل طبیعتگردی در منطقه مطالعاتی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) مورد بررسی قرار گرفت. در این روش از شاخصهای کاربری اراضی، مدل رقومی ارتفاعی، تراکم پوششگیاهی، جهت دامنه، شیب، خاکشناسی، فاصله از جاده و قاصله از منابع آبی استفاده شد. دادههای اثرگذاری هنجارها بر طبیعتگردی با استفاده از روش پیمایش و با ابزار پرسشنامه جمعآوری شده جامعه آماری در این منطقه شامل ساکنین روستاهای پلوسرکان، سرقل، میهم سفلی، میهم علیا، ولیآباد و نعمتآباد است که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 106 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. بر اساس نتایج حاصل از پتانسیل طبیعتگردی منطقه مطالعاتی در 5 کلاس "بسیار نامناسب"، "نامناسب"، "متوسط"، "مناسب"، و "بسیار مناسب" قرار گرفت که به ترتیب 9786، 9250، 11075، 11274، و 9699 هکتار از منطقه مطالعاتی را در برگرفتند. بر این اساس این نتایج بیشترین مساحت دارای پتانسیل گردشگری به ترتیب در کلاس مناسب و متوسط مشاهده شد. نتایج اثرگذاری هنجارها بر طبیعت-گردی نشان دهنده اثرگذاری متغیرهای مستقل بر طبیعتگردی است. آزمون رگرسیون نشان داده متغیرهای مستقل به میزان 46 درصد از تغییرات طبیعتگردی را تبیین کردند. در نهایت، با توجه به اینکه یکی از شاخصهای مهم دستیابی به توسعه پایدار هنجارهای حاکم بر جوامع محلی است. نتایج هم نشان داد که برای بالفعلکردن پتانسیلهای طبیعتگردی منطقه در راستای حفاظت از محیطزیست و کاهش اثرات منفی آن، و در نهایت بهرهمندی جوامع از منافع اقتصادی آن، توجه به باورهای هنجاری، هنجارهای قانونی و هنجارهای مشارکتی اهمیت بسیار زیادی دارد